شبهای تنهایی
X
تبلیغات
نماشا
رایتل
راهی برای فرار از.......................
شبهای تنهایی
آرشیو
دوشنبه 28 مرداد‌ماه سال 1387

 گاهی که رنگ چشمان تو را گم می کنم 


 پاییز می شوم


 و باد لهجه ای زرد


 کشان کشان


 هلم می دهم تا سنگسار علاقه


همین کافی نیست که پلک نزنی ، گلم ؟


حالا شب به نیمه های عقربه می رسد


 و من فکر می کنم دیروز سر انگشت پنجره


 روی کدام سطر کوچه بود


 که پاورچین و ساده


به آغوش تو ریختم


 راستی ، کجای شب بودی که خواب زمستان سفید شد ؟


پنجره پیش بینی کرده بود


 مرا که ببوسی برف می گیرد


 حالا در عمق زمستان


کبوتری با آوازی از جنس سیب


روی لب هایم آشیانه کرده


 کبوتری سبز که در ایینه پرواز می کند


چشم به راه کدام واژه از دهان دریایی ؟


 باور کن


 هیچ ستاره ای قبل از آسمان متولد نشده


 نخ بادبادک نگاهت را پایین بیاور


به من نگاه کن


 امروز پنجم پنجره است


 و من اندازه ی همین آسمان برهنه


دوستت دارم


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 181917


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها